سال ۱۴۰۳ درحالی به پایان می‌رسد که میراث های بزرگی از خود برای سال جدید به یادگار گذاشته است؛ از جمله فشار حداکثری ، ناترازی انرژی،وضع بد معیشت شهروندان و نارضایتی گسترده از مدیریت کشور !

بدون شک سال ۱۴۰۴، سال پرچالشی برای جغرافیای ایران خواهد بود.

به طور کلی چالش هایی که می‌توانند تاثیر تعیین کننده ای بر شرایط ایران و منطقه بگذارند را می‌توان به شرح زیر نام برد :

 

۱-عرصه سیاست‌خارجی :

سال جدید سال تحمل فشار حداکثری، رویارویی با فشارهای سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکا و اروپا، سقوط احتمالی حوثی ها در یمن و قطع نفوذ ایران در سوریه و عراق و در نتیجه تضعیف جایگاه منطقه ای ایران می تواند باشد که بی تردید تضعیف منطقه ای مشروعیت ایدئولوژیک حکومت را در میان هوادارانش را نیز تحت الشعاع قرار خواهد داد .

ورود ایران به سیکل تنش جدید در منطقه که با حمله حماس به اسرائیل رقم خورد، خساراتی را برای ایران به بار آورد. حذف برخی فرماندهان سپاه پاسداران در حملات اسرائیل به لبنان و سوریه، جنگ اسرائیل با حزب‌الله لبنان که مهمترین بازوی منطقه‌ای ایران است و تقریبا حذف تمامی رهبران ارشد آن و در نهایت سقوط دولت بشار اسد در دمشق، خساراتی جبران ناپذیر برای ایران در پی داشت.

مجموعه این عوامل موجب شد تا ایران در وضعیت بحران قرار گرفته و حتی موجودیت حاکمیت نیز به خطر بیافتد .

از سوی دیگر با نزدیک شدن به زمان انقضای برجام در پاییز سال آینده، یکی از مهمترین و قدیمی‌ترین چالش‌های عرصه سیاست خارجی ایران، بار دیگر سر برآورده است. برجام به عنوان توافقی میان ایران و گروه 1+5 در وضعیت نامناسبی به سر می‌برد. بسیاری از تحلیلگران برجام را در وضعیت کُما توصیف کرده‌اند. کشورهای اروپایی در طول سه سال گذشته فشار زیادی در عرصه هسته‌ای به ایران وارد کرده‌اند. تهدیدهای مکرر کشورهای اروپایی مبنی بر احتمال فعال شدن مکانیزم ماشه، در صورت شکست در توافق با ایران، نمونه بارز این فشارها است.

کشورهای اروپایی اعلام کرده‌اند که برجام در پائیز سال آینده منقضی خواهد شد؛ بنابراین در صورتی‌که ایران توافقی را بر سر برنامه‌ هسته‌ای‌اش صورت ندهد، اجازه نخواهند داد تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران برداشته شود و با فعال کردن مکانیزم ماشه براساس بندهای 36 و 37 برجام، تا قبل از انقضای برجام، تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد ذیل فصل هفت را بار دیگر بازخواهند گرداند.

در مقابل چنانچه ایران در واکنش به این اقدام اروپا تصمیم به خروج از ان‌پی‌تی بگیرد، مناقشه هسته‌ای ایران ممکن است وارد فاز برخوردهای نظامی و امنیتی شود. به‌طور کلی اینطور به نظر می‌رسد که دستیابی به توافقی میان ایران و غرب حداقل تا زمستان آینده، بسیار دشوار باشد.

۲-نظم نوین خاورمیانه و توافقات آبراهام:

موضوع دیگری که در سال جدید می تواند در مسائل منطقه تأثیرگذار باشد توافقات آبراهام می باشد ، دولت ترامپ به دنبال ایجاد نظمی جدید در خاورمیانه بر مبنای توافقات آبراهام است. تاکنون برخی کشورهای عربی نظیر امارات و بحرین، به توافقات آبراهام پیوسته‌اند و روابط خود را با اسرائیل عادی‌ کرده‌اند.

اما به نظر می‌رسد که شاه‌مهره این توافقات، عربستان سعودی است. تا زمانی که عربستان سعودی به طور رسمی روابط خود را با اسرائیل عادی‌ نکند، هدف نهایی از توافقات آبراهام محقق نخواهد شد. ترامپ برای رسیدن به این هدف، راهبردی چندوجهی را به کار گرفته است. از یک سو با اعلام قصدش برای بازسازی غزه توپ غزه و فلسطین را به زمین کشورهای عربی انداخته است. قصد ترامپ از این اقدام، وادار کردن کشورهای عربی به نقش‌آفرینی در داینامیک پس از جنگ در غزه است. این اقدام تا حدودی نتیجه داده است و کشورهای عربی طرحی اولیه را برای بازسازی غزه ارائه کرده‌اند.

بی تردید مهمترین خواسته آمریکا عادی‌سازی روابط عربستان با اسرائیل است. یکی از دلایل برگزاری نشست صلح اوکراین بین روسیه و آمریکا در عربستان سعودی، تشویق عربستان به حرکت به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل بوده است. ترامپ با این اقدام عربستان را وارد داینامیک مذاکرات برای تعیین نظم‌های منطقه‌ای و جهانی کرده است.

۳-عرصه سیاست داخلی :

در عرصه سیاست داخلی نیز قطعا حکومت ایران چالش هایی از قبیل کاهش روز افزون مشروعیت سیاسی خود همانند سال‌های گذشته، بحران های اقتصادی ، فشارهای اجتماعی و فرهنگی که منجر به نارضایتی جوانان و طبقات متوسط خواهد شد ، ناترازی انرژی که زندگی اجتماعی و اقتصادی شهروندان را تحت الشعاع قرار داده است را پیش رو خواهد داشت .

با افزایش روز افزون فشارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر مردم ، احتمال شعله ور شدن مجدد آتش اعتراضات و تصرف خیابان ها توسط مردم نیز بالا خواهد رفت .

در سال جدید همانند سال‌های اخیر همچنان بحث جایگزینی رهبر و رهبری سوم داغ خواهد بود ، بدون شک با افزایش سن رهبر جمهوری اسلامی و جنگ قدرت امسال می تواند سال تعیین کننده ای در بین قطب های قدرت در کشور برای به دست گیری راس هرم قدرت باشد، جنگی که سالهاست در جغرافیای ایران شروع شده است و چند سال یکبار باعث حذف یک یا چند چهره سیاسی معروف شده است.

با در نظر گرفتن مطالب فوق جغرافیای ایران و حکومت ایران در سال جدید با مجموعه‌ای از چالش‌های داخلی و خارجی روبه‌روست که می‌تواند پایداری سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی آن را تهدید کند. با این حال، احتمال سقوط حکومت به عوامل متعددی از جمله میزان کارآمدی حکومت در مدیریت این بحران‌ها چه با سرکوب و چه توافق با قدرت های دنیا ، توانایی اپوزیسیون داخلی و خارجی در هماهنگی و سازماندهی، و رفتار بازیگران بین‌المللی بستگی دارد.

قطعا سقوط حکومت ایران در سال جدید به دلیل چالش‌های مطرح‌شده ممکن است، اما به‌طور قطع تضمین‌شده نیست. توانایی حکومت در مدیریت بحران‌ها، استفاده از ابزارهای امنیتی، و حمایت بخش‌هایی از جامعه همچنان شانس بقای آن را افزایش می‌دهد. با این حال، تشدید بحران‌های داخلی و خارجی، همراه با افزایش انسجام اپوزیسیون، می‌تواند احتمال فروپاشی را در میان‌مدت یا بلندمدت افزایش دهد. ایران برای عبور از این چالش‌ها نیاز به اصلاحات عمیق و راهبردی دارد که فعلاً دور از دسترس به نظر می‌رسند.

کوتاه‌سخن اینکه جهان در حال تحول است. فهم واقع گرایانه از این تحول است که موجب می‌شود سیاست‌گذار بتواند برنامه‌هایی دقیق برای تحقق اهداف واقع‌گرایانه در آینده تهیه کند. اما فهم آرزومندانه و تخیلی از شرایط فعلی منطقه و دنیا ممکن است به اتخاذ سیاست‌هایی منجر شود که نه‌تنها ثبات را به دنبال نداشته باشد، بلکه این جغرافیا را در مارپیچ بی ثباتی و تنش بیش از گذشته درگیر کند .