در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران با سیاستهای سرکوبگرایانه، هویت ملی تورکهای آزربایجان جنوبی را تهدید کرده و منابع زیستمحیطی این منطقه را به نابودی میکشاند، جنبش ملی آزربایجان جنوبی بیش از هر زمان دیگری به بیداری عمومی و مشارکت مردم نیاز دارد.
با اینحال، در کنار موانع آشکاری چون سرکوب دولتی و تبلیغات هدایتشده، رشد روزافزون بیتفاوتی و گرایش به سرگرمیهای سطحی در فضای مجازی، به عاملی مخرب و بازدارنده در مسیر این جنبش تبدیل شده است.
این مقاله به طور مختصر و در حد توان به بررسی نقش قشر خنثی در تضعیف جنبش ملی آزربایجان جنوبی، پیامدهای انفعال آنها در بحرانهای زیستمحیطی و هویتی، و راهکارهایی برای جلب توجه این قشر به فعالیتهای ملی میپردازد.
چرا مردم کمتر به مسائل سیاسی و اجتماعی اهمیت میدهند؟
برای درک دلایل بیتفاوتی عمومی نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی، میتوان چند عامل کلیدی را بررسی کرد:
رسانهها و سرگرمیهای مدرن عمدتاً طوری طراحی شدهاند که توجه مردم را به مسائل سطحی جلب کرده و از تفکر عمیق دور کنند. این رویکرد در رژیم هایی دیکتاتوری چون ایران ، باعث کاهش علاقه عمومی به مباحث جدی و سرنوشتساز میشود.
رسانههای حکومتی ایران و وابسته، با تکرار پیامهای خاص، باورهای نادرستی را در جامعه شکل میدهند و به مرور آنها را بهعنوان واقعیت جا میاندازند. این روش، یکی از مؤثرترین ابزارهای کنترل افکار عمومی است.
زندگی روزمره پرمشغله و سرگرمیهای فراگیر، فرصت و انگیزه مردم را برای مشارکت در مسائل اجتماعی کاهش داده است. بسیاری از افراد، احساس میکنند که توانایی تغییر شرایط را ندارند و همین عامل، منجر به انفعال و بیتفاوتی آنها میشود.
رژیمهای دیکتاتوری، از جمله جمهوری اسلامی ایران، برای حفظ قدرت خود از روشهای مختلفی بهره میبرند، از جمله:
برخوردهای خشن، بازداشتهای خودسرانه و ایجاد محدودیتهای قانونی برای فعالان سیاسی و اجتماعی.
تحریف واقعیتها، ترویج روایتهای نادرست و سرکوب صدای مخالف از طریق رسانههای دولتی.
گسترش سرگرمیهای سطحی و بیمحتوا در فضای مجازی، با هدف کاهش آگاهی سیاسی و اجتماعی.
این روشها، همراه با عواملی مانند ترس، ناامیدی و بیاطلاعی، منجر به شکلگیری قشر خنثی میشود؛ افرادی که به دلایل مختلف از مشارکت در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دوری میکنند.
پیامدهای بیتفاوتی قشری قابل توجه در بحرانهای زیستمحیطی و هویتی آزربایجان جنوبی را در مواردی بسیار می توان نام برد از جمله:
سیاستهای خصمانه ودشمنی علنی رژیم با آزربایجان، از جمله مسدود کردن عمدی مسیر رودخانهها منتهی به دریاچه اورمیه و احداث سدهای غیر ضروری، باعث خشکی تدریجی دریاچه اورمیه شده است. رژیم ایران با این کار مردم تورک ساکن در اطراف دریاچه اورمیه را در معرض مهاجرت اجباری با هدف پاکسازی قومی قرار می دهد و این بی تفاوتی قشر خنثی، فشار اجتماعی برای تغییر این سیاستها را کاهش میدهد.
ورود پسابهای صنعتی و کشاورزی به رودخانه آراز، این رودخانه را به منبعی از آلودگی تبدیل کرده و سلامت مردم را به خطر انداخته است. بیتوجهی عمومی، مانع از پیگیری و مطالبهگری برای حل این معضل شده است.
استخراج بیرویه منابع زیرزمینی مانند طلا و مس، علاوه بر تخریب محیط زیست و غارت منابع طبیعی و معادن و انتقال منابع استخراج شده از آزربایجان جنوبی به سود مرکز نشینان، باعث محرومیت اقتصادی و افزایش فقر در آزربایجان شده است.
حکومت ایران با ممنوعیت آموزش به زبان مادری، تحریف تاریخ و تبعیض سیستماتیک، در حال تضعیف هویت ملی تورکهای آزربایجان جنوبی است. عدم واکنش این قشر، زمینه را برای ادامه این سیاستها فراهم میکند.
چگونه قشر خنثی بر جنبش ملی آزربایجان جنوبی تأثیر میگذارد؟
جذب جوانان به سرگرمیهای سطحی، تعداد نیروهای فعال در جنبش را کاهش میدهد.
عدم مشارکت عمومی، فشار بر حکومت را کاهش داده و امکان سرکوب را برای آن آسانتر میکند.
سکوت و بیتفاوتی، به جریانهای پانایرانیست، ایرانشهری و گروههای مخالف هویت تورک، فرصت فعالیت بیشتری به انها میدهد.
راهکارهایی برای آگاهیبخشی و جذب قشر خنثی
برگزاری کمپینهای اطلاعرسانی(آگاهیبخشی درباره بحرانهای هویتی و زیستمحیطی از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی), تولید محتوای جذاب و تأثیرگذار(استفاده از روشهای مدرن رسانهای برای جلب توجه جوانان), حمایت از رسانههای مستقل(تقویت رسانههایی که در راستای آگاهیبخشی و حمایت از جنبش ملی آزربایجان جنوبی فعالیت میکنند)، تشویق به فعالیتهای مدنی ( سازماندهی تجمعات، راهپیماییها و اعتراضات مسالمتآمیز برای افزایش مشارکت اجتماعی).
بیتفاوتی قشر خنثی، یکی از موانع اصلی در مسیر جنبش ملی آزربایجان جنوبی است. این بیتفاوتی، نهتنها باعث کاهش فشار بر حکومت و تسهیل سرکوب میشود، بلکه انسجام اجتماعی را نیز تضعیف کرده و روند تغییر و مبارزه حق حرکت ملی آزربایجان جنوبی برای احقاق حقوق پایمال شده را کند میکند.
بااینحال، نباید فراموش کرد که این قشر، بهویژه جوانان فعال در فضای مجازی، پتانسیل بالایی برای مشارکت دارند. اگر جنبش ملی آزربایجان جنوبی بتواند از ابزارهای نوین ارتباطی و رسانهای برای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی استفاده کند، میتوان این گروه را به یک نیروی تحولآفرین تبدیل کرد.
استفاده از روشهای خلاقانه، ایجاد حس مسئولیت اجتماعی و تقویت هویت ملی، میتواند به کاهش بیتفاوتی و افزایش مشارکت مردم در مسیر احقاق حقوق پایمالشده منجر شود. در نهایت، تحقق مفکوره آزادلیق،عدالت، میللی حؤکومت و حفظ هویت ملی، نیازمند تلاش مداوم، آگاهیبخشی مستمر و مشارکت گسترده است.